خلوت ترين لحظه ها
خلوت ترين لحظه ها

 

 صفحه اصلي
 
ايميل به نويسنده
 

صفحات وبلاگ

1 2 3 4 5 6 »

نویسندگان

(164) مهشيد

موضوعات

(149) عمومی
(2) آب شد برف زمین
(2) مهم نيست که خسته ام
(1) تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست
(0) به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم!!!
(0) نمازی از شکايت...
(0) من که ميدانم شبی عمرم به پايان ميرسد
(3) خواب ابدی
(1) خيالی ساده
(1) من زبان باغ و پنجره و کبوتر را نمیدانم
(0) بهترين موقع دلتنگی
(0) شرمت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی
(1) چه عاشقانه
(0) يه شب خواب چشمامو بی خبر برد
(2) آخه حيف
(0) نازنين خدا بزرگه
(2) تقدير......
(0) بهش نگفتم نرو....
(0) دلم گرفته ای خدا
(0) عكس

 

بایگانی

 

 

 

پیوندهای روزانه

گالری عکس
تالار گفتمان

آموزش برنامه نویسی پیشرفته
آرزوی محال
احساس بارانی
قسم به رود
جای پا
برای رفتن فکری بکنيم
يک چمن داغ

آرشیو پیوندهای روزانه

 

پیوندهای وبلاگ

http://so0rati-ghermez.blogfa.com
دل نامه
شيطون ديوونه
http://www.cornell.iranblog.com/
http://www.mahmood9664.blogfa.com/
http://javidanhonarema.iranblog.com/
http://www.bodobeya.blogfa.com/

 

 

 

 
 

چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:55 PM

 

ترا من چشم در راهم شباهنگام

که میگیرند در شاخ «تلاجن*» سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛

ترا من چشم در راهم.

شباهنگام، در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام،

گرم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم؛

ترا من چشم در راهم.

r.m



چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:53 PM

 من و تو

چی بگم که خیلی تنهام

چی بگم دلم گرفته

می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم

نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم

یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم.

نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه.

می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم.



چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:43 PM

 هرگز از يادم نميری
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ و این یعنی در این اندوه می میرم
در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم
همیشه با تو بودنهای من دیری نمی پاید
و بعد از تو کسی دیگر به دیدارم نمی آید
چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم
چگونه می روی با آنکه می دانی چه تنهایم


شنبه، 22 دی هزار و سیصد و هشتاد و شـش 9:16 AM

 

نظرات 1     

شنبه، 22 دی هزار و سیصد و هشتاد و شـش 8:58 AM

 

(((فرارسيدن ايام سوگواري امام حسين بر تمامي دوستارانش تسليت باد )))

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است



پنجشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و شـش 10:57 AM

 



پنجشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و شـش 10:54 AM

 نازنين خدابزرگه.......

می دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم
چی شده تنها نشستی ؛ مثل تو از همه دورم

واسه من زندگی سرده ؛ نکنه تو هم غریبی
کاش می شد اشکهات و پاك کرد؛بمیرم تو هم بریدی؟

چه تبسم قشنگی ؛ وقتی به غمها بخندی
اخه ارزشی نداره ؛ دل به این دنیا ببندی

نازنین دنیا همینه ؛ اون که خوب بود بدترینه
نکنه تنهات گذاشته ؛ اخره عشقها همینه

این روزا عشقها خیاله ؛ حتی فکرشم محاله
عشق پک پیدا نمی شه ؛ باشه هم رو به زواله

می دونی چقدر عزیزه ؛ قطره سپید شبنم
مثل اون اشکهای نازنت ؛ رو تن گلهای مریم

نازنین خدا بزرگه ؛ غم و از خودت جدا کن
ما که تنها نمی مونیم ؛ افرین اخمات و وا کن


نظرات 2     

پنجشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و شـش 10:52 AM

 

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
 پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

 کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
 خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

 درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
 آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
 چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
 
 بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
 آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

 سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
 عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت



پنجشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و شـش 10:50 AM

 

رها کن که در چنگ طوفان بميرم
به اين حال و روز پريشان بميرم
نه مي‌خواستي با تو آزاد باشم
نه دل داشتي کنج زندان بميرم
گلِ چيده‌ام...قسمتم بود بي تو
که در بستر خشک گلدان بميرم
اگر ايستادم نه از ترس مرگ است
دلم خواست مثل درختان بميرم
نه ... بگذار دست تو باشد تمامش
بسوزان بسوزم، بميران بميرم
شب سوز پاييز، سرماي آذر
ولم کرده‌اي زير باران بميرم
تو وقتي نباشي چه بهتر که يک‌روز
بيفتم کنار خيابان ...



پنجشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و شـش 10:48 AM

 


دوستان

قالب وبلاگ
 
اخبار ايران
جهانبخشی
تالارهاي گفتگو
 

 

 

 

نظرسنجی وبلاگ

 

 

 

 

 

 

آمار وبلاگ


بازديد هاي امروز : 8
بازديد هاي ديروز : 11
بازديد هاي این ماه : 1
كل مطالب : 164
كل بازديد ها : 6394
ايجاد صفحه : 0.140625 ثانیه

 

Powered by IRANBLOG

 

 

 

 

ساعت ..::.. تقويم

 

 

 

 

 
 

 

 

 

okokok media media media

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

 

درباره من

 

تنهاترين كسي كه هيچ كس زاويادنكرد

 

 

 

 

  وضعیت در یاهو

Yahoo Online Status Indicator

 

 

RSS

 

لینک باکس